درباره وبلاگ(پست ثابت)
شروع به کار وبلاگ از تاریخ۸۹.۷.۴

Tags:#وبلاگ عاشقانه قلبی خسته از تپیدن #atrebaroon #blogfa #com
شروع به کار وبلاگ از تاریخ۸۹.۷.۴

Tags:#وبلاگ عاشقانه قلبی خسته از تپیدن #atrebaroon #blogfa #com
بعد از مدت ها دوباره یادی از این پلتفرم قدیمی کردم و نظر چندتا از دوستان و خوندم، ممنونم از همه ی عزیزانی که پیام گذاشتند.
پست گذاشتن دوباره تو این بلاگ مثل قبل و نمیدونم ولی بعضی وقتا یه پست و استوری تو اینستاگرام میزارم. دوست داشتید فالو کنید. تشکر![]()
بعد از مدت ها دوباره یادی از این پلتفرم قدیمی کردم و نظر چندتا از دوستان و خوندم، ممنونم از همه ی عزیزانی که پیام گذاشتند.
پست گذاشتن دوباره تو این بلاگ مثل قبل و نمیدونم ولی بعضی وقتا یه پست و استوری تو اینستاگرام میزارم. دوست داشتید فالو کنید. تشکر![]()


ما آدم ها رسم عجیبی داریم «به دست می آوریم که از دست بدهیم!» قبل از رسیدن به کسی که زندگیمان شده است، هر کاری برای داشتنش انجام میدهیم.
زمین و زمان را بهم می ریزیم تا به مراد دلمان برسیم، مدام رویا می بافیم و خودمان را عاشق ترین آدم دنیا می دانیم.
اما بعد از رسیدن، درست زمانی که دلمان قرص شد او در زندگیمان هست، همه چیز را فراموش میکنیم. فراموش میکنیم چقدر برای این روزها تلاش کرده ایم، صبور بوده ایم رویا بافته ایم. یادمان می رود این همان روزی ست که آرزویش را داشته ایم. آنقدر تغییر می کنیم که تبدیل به یک آدم دیگر می شویم، آدمی که هیچ شباهتی به یک عاشق ندارد.
حقیقت تلخیست «ما آدم ها خیلی زود از هم خسته می شویم»
حسین حائریان
Tags:#ما آدم ها خیلی زود از هم خسته می شویم #تموم شدن رابطه #دلیل تموم شدن رابطه #دلیل جدایی
دوستت دارم؛
تو را به عنوان چیزهای تاریکی
که باید دوست داشت، دوست دارم
در خفا، بین سایه و روح دوستت دارم
به عنوان گیاهی که هرگز نمی شکوفد
اما نور گلها را در خود پنهان کرده است
ممنونم بابت رایحه ای که در من پنهان است
که از عشق است
که از زمین بلند می شود
دوستت دارم
بی آنکه بدانم چگونه، کی و چرا
تو را بی شایبه دوست دارم
بی هیچ پیچیدگی و غروری
چرا که راهی جز این نیست.
پابلو نرودا
مریم آقاخانی

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت !
پس با کسی بمان که نصفِ راه را به سمتت دویده باشد !
"عباس معروفی"
Tags:#عباس معروفی #جملات چند ریشتری #جملات قضار #جملات عاشقانه
کمتر رُخِ خويش را زِمن پنهان كن
بيمارِ تواَم درد مرا درمان كن
اين آرزويم بَرآر، تا آخر عُمر
يك جمعه مرا به خيمه ات مهمان كن

به خیابان بیا
بگذار آسمان
با ریه هایت نفس بکشد
و درختان باران زده
از عطر تنت
معطر شوند
حالا که سقف مشترکی نداریم
به خیابان بیا
تا آسمان مشترکی
بالای سرمان باشد
آرزو نوری
Tags:#به خیابان بیا #عاشقانه #شعر عاشقانه #آرزو نوری
در من غم بيهودگی ها میزند موج
در تو غروری از توان من فزونتر
در من نيازی میكشد پيوسته فرياد
در تو گريزی میگشايد هر زمان پر ..

چون مرا دوست داری..
دنیا بزرگ تر...
آسمان وسیع تر...
دریا آبی تر
گنجشکها آزاد تر...
و من...
هزاران بار زیباتر شدهام

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر اینه که
عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه ...
گفتم : آره، اینجوری که آدمو خفه میکنه !
گفت : میدونی خیلیا تو جمعه شاعر شدن ؟
تو حالا چیزی تو جمعه ها نوشتی ؟
گفتم : من جمعه ها رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم :
لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد ...